طوری گفتم دوستت دارم
که خدا از عصبانیت با مشت روی زمین کوبید زلزله شد!
دوستت دارم ها از روی کتابخانه افتادند
آغوش ها از دیوار پر کشیدند
بوسه ها از سقف ریختند
چشم ها از پنجره رفتند و آمدن ها از در!
من ماندم، تو، یک دوستت دارم غلیظ!
یک خدای شاکی و یک زلزله ی مهیب!
گفتم دوستت دارم این شد
نگران دنیا اگر نبودم می بوسیدمت عشق من!
ما را در سایت عشق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 227 تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 3:27
گاهی عمر تلف میشود ،،،
به پای یک احساس
گاهی احساس تلف میشود ،،،
به پای عمر
و چه عذابی میکشد ،،،
کسی که هم
عمرش تلف میشود ،،،
هم احساسش ،،،
ما را در سایت عشق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 207 تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 3:27
ما را در سایت عشق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 207 تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 3:27
ما را در سایت عشق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 204 تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 3:27